chillest ریاست جمهوری باشگاه خبرنگاران جوان

chillest: ریاست جمهوری باشگاه خبرنگاران جوان نامزدهای ریاست جمهوری انتخابات رییس جمهور مجله خبری دانلود فیلم

گت بلاگز فرهنگی هنری ماجرای عجیب به کما رفتن مهمان ماه عسل! ، اشاره غیرمنتظره احسان علیخانی به زندگی شخصی‌اش

سومین قسمت «ماه عسل» روز گذشته با اجرای احسان علیخانی روی آنتن شبکه سه رفت.

ماجرای عجیب به کما رفتن مهمان ماه عسل! ، اشاره غیرمنتظره احسان علیخانی به زندگی شخصی‌اش

به گزارش خبرنگار حوزه رادیو تلویزیونگروه فرهنگی گروه تحریریه سایت جوان؛ سومین قسمت «ماه عسل» روز گذشته با اجرای احسان علیخانی روی آنتن شبکه سه رفت.
در ابتدا پشت صحنه برنامه دوم ماه عسل پخش شد، در ادامه علیخانی میزبان علی کاکا بود.

عبارات مهم : زندگی

علیخانی در شروع صحبت های خود راجع به سن و سال علی پرسش کرد و وی گفت که متولد سال 63 هستم.
علی در ادامه علت پیر بودن خود را اینگونه گفت: من در شرایط خیلی فشرده بودم. شاید پرسشها زندگی یک مرد زن و فرزند دار را تحمل کردم که خیلی از امثال شما این زندگی را تجربه نکردند.
علیخانی با اشاره به اینکه آیا فکر می کنی آدم های امثال من تجربه ها و مشکل هایی به اندازه تو نداشتند و علی ادامه داد: حداقل اینکه شما در سن نوجوانی و جوانی خود پدر و مادر کنارتون بوده و دغدغه خیلی از پرسشها را نداشتید.
علیخانی گفت : از کجا میدونی؟ کجا دیدی؟
علی ادامه داد: حداقل شما در 13 سالگی خودتون اگر 11 شب می رفتید خونه بازخواست می شدید.
علیخانی این عنوان را قبول کرد و علی گفت: من دوست داشتم زمانی که به خونه می آمدم یک صدای مردونه بهم بگه تا الان کجا بودی؟ ولی من خودم این نقش را بازی کردم البته دو الی سه نقشی که در زندگی ام بازی کردم باعث شده است با توجه به اینکه دو سال از شما کوچکتر هستم ولی از شما پیرتر به نظر بیایم.
علی در ادامه در خصوص خانواده خود گفت: در خانواده ای به دنیا آمدم که از نظر مالی مشکلی نداشتیم و در سطح بالایی بودیم در منزل 7 هزار متری بزرگ شدم حتی اتاق من اندازه آپارتمان های امروزی بود و در یک دورانی شاهزاده ای زندگی کردم.
وی افزود : این زندگی تا 13 سالگی ام ادامه داشت.
تا اینکه پدر و مادرم از هم جدا شدند و داستان زندگی ما عوض کردن کرد. با توجه به اینکه من آخرین فرزند خانواده بودم، ناز می کردم، ولی در بین مشاجرات پدر و مادر دیگر ناز من خریدار نداشت. من از همان سال ها گوشه گیر بودم تا اینکه دوم راهنمایی آدم شلوغی شدم.
با توجه به اینکه پدر علی در برنامه حضور نداشت علیخانی از او خواست با دقت به این پرسش که آیا پدرت از مادرت جدا شد پاسخ دهد و علی گفت: من خیلی به این پرسش جواب دادم، ما در این سال ها به بقال، معلم، مدیر، پدرزن جواب دادیم که به نظر من جدا شدن پدر و مادرم به من ربطی ندارد.
علیخانی با اشاره به اینکه پدرزن حق دارد علت جدایی پدر و مادر دامادش را بداند، خودش نقش خواستگار و علی نقش پدرزن را با هم بازی کردند.
علی از علیخانی پرسید: کاکا پدر و مادرت آیا از هم جدا شدند؟ که عليخانی پاسخ داد تفاهم نداشتند!
كاكا: از كجا معلوم دوباره اون اتفاقات تكرار نشه؟ عليخاني: اونها اشتباه كردند.
كاكا: من چطوري به شما دختر بدم؟ عليخاني: من اصلا از شما دختر نمي خوام!! (خنده)
در ادامه علی گفت: من این دیالوگ ها را چند بار تجربه کردم. ولی من از زندگی درس گرفتم مطمئن هستم مثل برادر و خواهرم زندگی ام را خیلی زیباتر از آدم های دیگر ادامه دهم.
وی افزود: بعد از جدایی پدر و مادرم، یک سال و نیم پیش و بعد از اینکه خواهر و برادرم به علت سن قانونی که داشتند مادرم را گزینش کردند من هم مادرم را جهت ادامه گزینش کردم.
کاکا در خصوص اینکه شما به پدرتان پشت نکردید؟ گفت: ما به پدرمان پشت نکردیم بلکه ارتباط داشتیم ولی دوری از مادر جهت ما سخت بود. ما تلاش جهت جدا نشدن پدر و مادرم کردیم ولی آنها تصمیم خودشان را گرفته بودند.
کاکا در پاسخ به پرسش علیخانی اطراف ادامه زندگی خانواده گفت: ما با مادر زندگی کردیم. البته ما چهار نفر به یک منزل 70 متری بدون موتور و ماشین آمدیم و همه چیز تمام شد.
من به یک آدم افسرده و گوشه گیر تبدیل شدم، با تجویز دکتر قرص های اعصاب مصرف می کردم. آیا که من دیگر پدرم، سفره دورهمی و… را نداشتم. تا اینکه 19 سالگی شب بله برون دختر خاله ام از همه جوانب به من فشار آمد، خواستم همه چیز را تمام کنم آیا که در شب بله برون از من پرسیدند بابات کجاست؟ باباتو دیدی؟ جواب دادن به این پرسش جهت من سخت بود.
فکر کردن به حرف های مردم، نگاه مردم، مشکل های پدر و مادرم باعث شد همان شب چند بار پشت سر هم قرص بخورم که یک هفته در کما بودم و یک سال فراموشی کامل داشتم و جهت خانواده به خصوص خواهرم سخت گذشت.
وی در خصوص شروع به اشتغال خود گفت: شرکت بسته بندی قند را با حقوق 45 هزار تومان شروع کردم و در این حیطه آشنا شدم تا در سال 86 مسابقه زیاد شد و شرکت ها با سرمايه های سنگین آمدند و من نتوانستم مسابقه کنم. برند شرکت خودم را فروختم و در زمینه معاملهٔ ماشین کار کردم. چون کار پدرم بود و آن را دوست داشتم تا اینکه در سال 91 ورشکست شدم و منزل نشین شدم. شش ماه از خونه بیرون نیامدم. تصمیم گرفتم گروهی بزنم و فرزند هایی که مثل خودم بودند را کنار هم جمع کنم تا اینکه یک دانشجو بهم گفت شما افسرده هستید و با اصرار او من پیش دکتر رفتم و با ادامه روانکاوی ها با انجمن نشاط آشنا شدم.
در ادامه گفتگو مادر ، آسیب دیده شدید، به هیچ وجه خودش را نشناخت و در 13 سالگی خودش را گم کرد.
وی افزود: پرسشها من و همسرم روی علی تاأیر گذاشته بود، خیلی آسیب دید و خوشبختانه خودش را پیدا کرد.
علی ادامه داد: با صحبت های زن دکتر من خودم را پیدا کردم، و این دکتر بود که علی تازه متولد کرد و بعد از آن اتفاقات خوبی در زندگی ام افتاد البته ما فرزند های طلاق موفق هم داریم که اینها باید خودشان را بشناسند و با خودشون کنار بیایند.
مادر علی در پاسخ به پرسش علیخانی اطراف اینکه اگر به گذشته برگردید جدا می شدید گفت: اگر که فرزند ها را نداشتم جدا می شدم ولی زمانی که فرزند ها هستند تجربه نشان داد خیلی باید تحمل کرد و کوتاه بیایم.
علی راجع به کمپینی که جهت فرزند های طلاق به نام «طاقت» راه اندازی کرده گفت: من می خواهم یک علی دیگر در اجتماع نیاید.
مادر علی گفت: علی خودش را خوب آشنایی و از موقعیت خودش فرار نکرد.
علیخانی در آخر گفت: زیاد مخاطبان الان گفتند که آیا در بخش هایی از گفتگو با تو بد اخلاق بودم قضاوت کردم و فرزند های طلاق را درک نکردم.
علی گفت: نمی توانید ما را درک کنید.
علیخانی گفت: خیلی قائل به این نیستم آدم های شبیه به من از زندگی شخصي شون بگن آخه ما از کت و شلوار تنمون تا ماشین قضاوت می شویم ولی من خیلی شبیه تو بودم تو تازه اون 13 سال را دیدی من اون 13 سال را هم ندیدم.
مادر علی جمله نهایی خود را اینگونه گفت: احساس سوختن به تماشای نمی شود آتش بگیر تا بدانی که چه می کشی.
علیخانی در آخر گفت: خوش به حال کسانی که در هر شرایطی خودشون را سریعتر پیدا می کنند و قهرمان زندگی خودشان می شوند قبل از اینکه توقع داشته باشند یک آدمی ناجی زندگی آنها باشد.
علی جمله نهایی خود را اینگونه به پدرش گفت: با اینکه خیلی ازش ناراحت هستم خیلی دوستش دارم و از همه آنهایی که منو کمک کردند تقدیر می کنم.
گزارش از الهام قبادی
انتهای پیام/

واژه های کلیدی: زندگی | فرزند | علیخانی | خانواده | اجرای احسان علیخانی | برنامه ماه عسل | احسان علیخانی | رمضان 96

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog